X
تبلیغات
عارفانه
نوشته های سید عارف علوی
 

 

در دیدار ۳۰ / ۱ / ۹۳ جمعی از زنان کشور با مقام معظم رهبری مطالبی مطرح شد که گزیده ای از مطالب را در زیر آورده ایم ،اما آن چیزی که به نظرم در مورد اکثر مردهای ما چه مذهبی و چه غیر آن درست است و به خصوص برای مذهبی های ما خیلی عیب است این جمله حضرت آقاست که  متاسفانه اکثر افراد این گونه فکر میکنند که :

تصوّر از زن در خانه، تصوّر یک موجود درجهى دویى [است] که موظّف به خدمتگزارى به دیگران است؛ این تصوّر  بین خیلىها هست - حالا بعضىها به زبان مىآورند، بهرو مىآورند، بعضىها هم به رو نمىآورند، امّا در دلشان این است - این درست نقطهى مقابل آن چیزى است که اسلام بیان کرده است.

 امیدوارم قشر مذهبی و معتقد جامعه ذهنیت واقعی و درونی خود را به درستی و منطبق بر سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله اصلاح نماید. ان شاء الله

اگر چنانچه کسى بخواهد مسئلهى زن را جداى از مسئلهى خانواده بحث بکند، دچار اختلال در فهم و در تشخیص علاج خواهد شد؛ این دو را باید در کنار هم دید، با اینکه دو مسئله است.

 

 باید ذهنمان را از حرفهاى کلیشهاى فراوردهى غربىها بکلّى خالى کنیم.
غربىها نسبت به مسئلهى زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراهکننده و مهلک خودشان را بهصورت سکّهى رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسى هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتى وسیع آنها هوچیگرى میکند، مجال حرف زدن هم به کسى نمیدهد.

اگر میخواهید دربارهى مسئلهى زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسى آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربى در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بىاطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بىاطّلاعى نیستیم، بنده طرفدار آگاهى و آشنایى هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّى رد کنیم.

افکار غربىها، نظرات غربىها، در زمینهى مسئلهى زن مطلقا نمیتواند مایهى سعادت و هدایت جامعهى بشرى باشد. اولا تفکّرات آنها، تفکّراتى است مبتنى بر معرفتشناسى مادّى و غیرالهى، که این خودش یک غلطى است. هر دستگاه علمى و فکرى که بر پایهى معرفت مادّى و اعتقاد مادّى باشد، طبعاً غلط است. نگاه به حقایق آفرینش را بایستى با نگاه معرفتشناسى الهى، با اعتقاد بهوجود خدا، با اعتقاد به قدرت خدا و حضور الهى و ربوبیّت الهى شناخت و فهمید و دنبال کرد. پس پایه و ریشه و اساس تفکّرات غربىها چون مادّى است، غلط است. این یک.

دوّم اینکه در رویکرد غربى به مسئلهى زن - همچنان که در تاریخ انقلاب صنعتى، انسان بروشنى مىبیند - یک نگاه کاسبگرانه و مادّى و اقتصادى دخالت داشته است. یعنى در اروپایى که زن حقّ مالکیّت نداشت و مایملک زن متعلّق به مرد و شوهرش بود، و حقّ تصرّف در مایملک خود نداشت یا از وقتى که دموکراسى در غرب راه افتاده بود زن حقّ رأى دادن نداشت، در یک چنین دنیایى ناگهان مسئلهى انقلاب صنعتى و کارخانجات و حضور مؤثّر شاغل زن در کارخانجات با خرج کمتر براى سرمایهدارها مطرح شد. آنوقت آمدند براى زن حقّ مالکیّت قائل شدند، براى اینکه بتوانند او را به کارخانه بکشانند، به او مزد کمترى بدهند، و طبعاً آمدن او به میدان اشتغال الزامات خودش را داشت و دنبالههاى خودش را تا امروز داشت. بنابراین علاوه بر اینکه نگاه به زن یک نگاه غیرالهى و مادّى است، اساساً سیاستهایى که بر اساس آنها، وضعیّت کنونى در اروپا عمدتاً و در دنیاى غرب پیش آمده است، با یک نگاه کاسبکارانه و مادّى و اقتصادى همراه بوده.

 یک جهت دیگر در اینکه ما بایستى از نگاه غربى در مسئلهى زن پرهیز کنیم، این است: در نگاه غربى زن وسیلهاى براى اطفاى شهوت است؛ این غیر قابل کتمان است. این را اگر کسى ادّعا بکند ممکن است کسانى جنجال کنند که نه آقا اینجور نیست؛ لیکن زندگى آنها را که انسان نگاه میکند، اساساً این نگاه حاکم است. در محیط اجتماعى هرچه زن پوشش  کمترى داشته باشد، مطلوبتر است. در مورد مرد این حرف را نمیزنند؛ در مهمانى رسمى، مرد بایستى با لباس کامل، پاپیون زده و کت و شلوار پوشیده و احیاناً لباس رسمى وارد بشود؛ امّا خانمها در این مهمانىهاى رسمى بایستى به شکل دیگرى ظاهر بشوند؛ این جز براى اینکه چشم هرزهى هوسآلود مرد بهرهمند بشود، هیچ فلسفهى دیگرى و حکمت دیگرى ندارد؛ امروز در دنیاى غرب اینجورى است؛ و عملاً بزرگترین ظلمى که امروز در دنیاى غرب به زنان میشود، از این قبیل است.

اگر میخواهیم نگاه ما نسبت به مسئلهى زن، نگاه سالم و منطقى و دقیقى باشد، شرط اوّل آن این است که ذهنمان را از این حرفهایى که غربىها در مورد زن میزنند - در مورد اشتغال، در مورد مدیریّت، در مورد برابرى جنسى - باید بکلّى تخلیه کنیم. یکى از بزرگترین خطاهاى تفکّر غربى در مورد مسئلهى زن، همین عنوان «برابرى جنسى» است.

خودتان را و ذهنتان را باید از تفکّرات غربى که یک تفکّرات کلیشهاى غلط متحجّر نونما - ظاهرش نو، باطنش متحجّر؛ ظاهرش دلسوزانه، باطنش خائنانه - [است]، خلاص کنید، نجات بدهید؛ فکر مستقلّ از تفکرات غربى بکنید.

مسئله‌ی اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلى نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتى ندارم، مادامىکه با آن مسائل اصلى معارضه و تنافى پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است.

 این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند اینها که باز بعضىها جنجال میکنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همهجا بد نیست.

تبعیض آنجایى که ضدّ عدالت باشد بد است. والّا فرض کنید وقتىکه شما در یک تیم فوتبال، یکى را میگذارید مهاجم، یکى را میگذارید مدافع، یکى را میگذارید دروازهبان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن کسى که باید در خط دفاع واایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن کسى که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازهبان که بلد نیست این کار را، خب تیم میبازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکى را اینجا میگذارند، یکى را آنجا میگذارند، یکى را آنجا میگمارند.

[پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسى براى بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور اینجورى شرکت کردى، و اینجورى نمره آوردى، حتماً باید بروى فلان درس را بخوانى، که این درس نه با طبیعت زنانهى او سازگار است، نه با اهداف عالى او سازگار است، نه شغلى که به دنبال این درس به او داده میشود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینهى اشتغال زنان باید در نظر گرفت.

 این را که زن نتواند همهى مشاغلى را که مرد به عهده میگیرد به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزى بد است که متناسب با طبیعت الهى [نباشد]. این، آن عرایض ما است که البتّه حالا چیزهاى دیگرى هم یادداشت کردیم، که به نظر من همین اندازه کافى است.

هیچوقت در تاریخ کشور ما اینهمه زن تحصیلکرده و فرزانه و برجسته ما نداشتیم؛ نه در محیطهاى حوزوى، نه در محیطهاى دانشگاهى. اینهمه نویسندهى زن، اینهمه شاعر زن، اینهمه محقّق زن، پژوهشگر زن، در رشتههاى مختلف نداشتیم؛ خوشبختانه امروز به برکت نظام اسلامى [داریم]. اینها به برکت اسلام است، به برکت جمهورى اسلامى است، به برکت همان نگاه روشن امام به مسئلهى زن است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 14:46  توسط سید عارف   | 
 

کتاب شرق بهشت یا با نام اصلیش East of Eden  نوشته جان ارنست اشتاین بک است .اشتاین‌بک در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۸ درگذشت.  در سال ۱۹۶۲ جایزه‌ی نوبل ادبی به خاطر رمان خوشه‌های خشم به او تعلق گرفت. آثار بسیاری از وی به فارسی ترجمه شده، اما مشهورترین کتاب‌های او بین ایرانیان عبارت است از: موش‌ها و آدم‌ها، شرق بهشت و خوشه‌های خشم. یکی از علل محبوبیت نویسنده، شاید تبدیل برخی آثار او به اثر سینمایی است؛ مثلا الیا کازان و جان فورد .

می گویند که رمان او زندگی نامه‌ی دو نسل است، نسلی که برای فرار از دشواری‌ها و تعصب‌های مذهبی و اجتماعی به امریکا مهاجرت کرده و نسلی که در طلوع قرن بیستم،در میان تحولات و پیشرفت‌ است.
علی رغم تعریف و تمجید های فراوان از او و از این رمان در مقایسه با کتابهای رمان دیگری که در مورد آمریکا خوانده ام این کتاب را ضعیف تر یافتم و با توجه به تعداد زیاد صفحات کتاب  ۸۰۸ صفحه به نظرم برای یک بار خواندن ارزش ندارد.

رمان شرق بهشت از رمانهایی است که در مورد تاریخ و زمانی که به آن می پردازد یعنی از سالهای حدود ۱۸۵۰ تا ۱۹۲۰ چندان چیزی عایدت نمی شود .احساس نکردم که نویسنده زحمت زیادی برای بهره گرفتن از تاریخ کرده باشد و بیشتر داستان سرایی کرده است .البته آنچه که در این رمان و همه رمانهای تاریخ آمریکا به چشم می خورد زندگی سراسر لذت محور مردم است که سرشار از عشق به نوشیدن مشروب و تمتعات جنسی و کسب پول به هر روشی است.در رمان همه یا دزدند یا قاتل و یا خون آنها در رگ هایشان است و همه گرفتار همین هستند در صفحه ۸۰۱ کتاب کال به نامزد برادرش (آبرا )  که اکنون نامزد اوست می گوید :

- آبرا مادرم فاحشه بود.
-می دانم ُ خودت گفتی که پدر من هم دزد است.
- آبرا خون او در رگهای من است نمی فهمی ؟
-خون پدر من هم در رگهای من است .

البته در لابه لای مطالب نکات دیگری نیز مطرح می شود :وضع اسف بار زن آمریکایی و حقارت و بی ارزشی آن و کالا بودن او ،دور شدن مردم از مذهب و کلیسا و توجه به مدرسه و علم ، علاقه مهاجران آمریکایی به دوری از عالم واقعی که می تواند سرچشمه علاقه آنها به فضای های مجازی فعلی هم باشد ، موضع گیر یهای ضد مذهبی و به خصوص ضد مسیحیت و ...   

به نظر می رسد راوی داستان  دختر یکی از خانواده های معرفی شده در رمان باشد اما خیلی که دقت می کنی کمتر شناختی از او پیدا می کنی که به نظر من از لحاظ روایت داستان یکی از اشکالات رمان است .

رمان شروع خوبی ندارد ولی با حرکات غیر قابل پیش بینی زن محوری داستان ( کیت روسپی ) و بعد کارهای پسرهایش کشش نسبتا معمولی ایجاد می شود.نویسنده ، بسیاری از افراد و شخصیت ها را خلق و معرفی می کند ولی هیچ کاری با آنها ندارد و بعدا هم به سراغ آنها نمی رود .دره سالیناس و برخی مکانهای دیگر به خوبی تصویر سازی نمی شود و اتصال آن به زمان حال نیز که می توانست کمکی به تصویر سازی بهتر باشد وجود ندارد .

با توجه به واقعیت زندگی آمریکاییها ، رمان مناسبی از لحاظ مسایل جنسی و پرداختن به آن نیست ولی با زحمتی که انتشارات روزگار کشیده است و حذف و تعدیل برخی بخش ها زهر کتاب گرفته شده است ، البته نمی دانم چقدر در ترمیم آن موفق بوده است . 

به نظرم خیلی بهتر می توانست نوشته شود و یا شاید بهتر ترجمه شود ولی در کل اگر لیستی برای خواندن رمان داشته باشم در لیستم قرار نمی گرفت .اگر مجبور شدید کتاب و یا رمانی بخوانید بد نیست خوانده شود والا کتاب دیگری انتخاب نمایید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 9:39  توسط سید عارف   | 

سلام

سه روز مانده به پایان سال ۹۲ بدون اطلاع قبلی و بدون صحبت و گفتگو و حتی بدون نامه و خلاصه خارج از همه روال های عرفی و معمول و به دور از هر گونه آداب و ادب توسط دوستان تیم جدید نهاد کتابخانه ها پایان ماموریتم به دانشگاه محل خدمتم ( علی رغم باقی بودن هفت ماه از ماموریت ) اعلام شد.

اکنون که می نویسم ۲۳ روز است که از توفیق خدمت به کتاب و کتابخانه و کتابدار محروم شده ام .

در سه سال و نیم گذشته همه وقت و توان خود را صرف خدمت به کتاب و کتابخانه و مطالعه کردیم و امید دارم که خداوند این تلاش ها را پذیرفته باشد .

به هرحال توفیق این خدمت نیز از ما گرفته شد و همانگونه که همیشه به دوستان منابع یادآور می شدم که تا می توانید و می توانیم کار کنیم و اگر اکنون کاری را که می توانیم انجام ندهیم فردا حسرت زمانهای از دست رفته  و کارهایی که می توانستیم انجام دهیم ولی انجام نشد ؛ را خواهیم خورد

امیدوارم  نعمت هایی که خدواند در این سالهای اخیر به نهاد کتابخانه ها  عنایت کرده بود با بی مهری و سوء نیت و یا ناسپاسی عده ای از دست نرود و وجود اشکالات و یا ضعف هایی در مدیریت قبلی نهاد موجبات از بین بردن ثمرات و نعمات بسیار موجود نشود.

نهاد کتابخانه ها علی رغم وجود ضعف در بخش  معشیت کتابداران به جایگاه ویژه ای در بین دستگاههای فرهنگی رسیده است که لازم است با حفظ آن تلاش بیشتری را در زمینه افزایش میزان مطالعه و علاقه به مطالعه و کتاب و کتابخانه در بین همه ایرانیان بنماید.

در سالی که به نام فرهنگ و آن هم با عزم ملی و مدیریت جهادی است وظیفه نهاد کتابخانه بیش از سالهای پیش است. 

همچنان خودم را از خدمتگزاران به کتاب و کتابخانه و مطالعه مفید می دانم و هر کجا که باشم در گسترش توجه به آن خواهم کوشید.

اگر در گذشته علاوه بر عضویت در کتابخانه ، وظیفه خدمت به کتابخانه ها را نیز برعهده داشتم ولی با سلب توفیق خدمت رسمی ، همچنان خودم را از خانواده بزرگ اعضای کتابخانه های عمومی می دانم .

به امید دیدار دوباره در آینده ای نزدیک ان شاء الله       

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 9:19  توسط سید عارف   | 
خیلی ها نا امید از یاری شده اند و نا امید از آمدن یاری دهنده ای هستند

خیلی ها به انتظار یاری یاری دهنده ای هستند .

خیلی ها می گویند ای یاری دهنده بیا .

خیلی ها می گویند امروز می آید .

دوستی می گفت « آقا دیر کرده است...

و شیطان این را می داند و تلاش می کند این دیر دیرتر شود... »

اگر می خواهیم بیاید باید با شیطان و نفس شیطانیمان مقابله کنیم .

مطمئن هستم که می آید ،  این خاندان اهل وفای به عهد هستند.

این را گفتم که بداند ما مطمئن و معتقد و منتظر به آمدنش هستیم   

یا حق


برچسب‌ها: امام زمان, امید
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 10:26  توسط سید عارف   | 

اگر در هر کجای ایران بپرسید شما خانم افخم را می شناسید یا خانم اشتون را مطمئن باشید ۹۰ درصد پاسخ ها از آشنا بودن با خانم اشتون حکایت می کند و قلیلی از افراد هم ممکن است خانم افخم را بشناسند.

 

 

 

به بخشی از خبر خبرگزاری مهر از زبان خانم اشتون توجه نمایید :  

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نگهداري و بازسازي بناهاي تاريخي اصفهان را يكي از اين چالش‌ها عنوان كرد و گفت: نگهداري اين بناها با تاريخ كهن، كار بسيار مهمي است؛ من در بازديد از ميدان نقش جهان، با دانش‌آموزان زيادي روبرو شدم و برايم جالب بود كه آن‌ها مرا مي‌شناختند

( اصل خبر : http://www.mehrnews.com/detail/News/2253702)

آیا واقعا خانم اشتون از این موضوع بی خبر است ؟

آیا خانم اشتون نمی داند که با تبلیغات شبکه های داخلی و خارجی چهره ای شناخته شده در داخل ایران دارد ؟

آیا او نمی داند که چهره اش به برکت تلویزیون خودمان و شبکه های خارجی به چهره ای مساوی رفع تحریم ها تبدیل شده است ؟

یا شاید با این جمله خواسته است پیامی به همه داخلی ها و خارجی ها بدهد که اشتون حتی برای دانش آموزها نیز شناخته شده است ؟

مهم تر از انرژی هسته ای و گسترش آن و غنی سازی ۵ درصد یا ۲۰ درصد یا حتی بالاتر از آن و تحریم ها و رفع آنها و بالا رفتن و پایین آمدن قیمت سکه و ارز و .... آن حسی است که ما نسبت به اروپاییان و آمریکاییان داریم .

به نظر من غربیها و آمریکا سخت محتاج مدیریت احساس مردم ایران نسبت به خودشان هستند.

مردم ایران از مدت ها قبل حتی قبل از انقلاب به اروپاییان و آمریکاییان بدبین و  بی اعتماد بوده اند و همچنان این بی اعتمادی ادامه دارد .

واقعیت اروپا و آمریکا نیز همین بوده است . حاکمانی که قابل اعتماد نیستند .حکومت هایی که صرفا به دنبال منافع خودشان هستند و انسان که به زعم تبلیغات حقوق بشری اشان ذره ای برایشان اهمیت ندارد .

انسان یعنی هر آدمی که آنها دوستش دارند و یا استفاده ای در این زمان می شود از او برد والا تاریخ اروپا و آمریکا تاریخ برده داری و قتل عام وحشیانه و بعضا از سر تفریح سیاهان و سرخ پوستان و کشتار بی رحمانه داخلی خودشان و کشتار هیروشیما و جنگ های جهانی با قتل عام های دهها میلیونی است .

آنها دشمنان هر آزادگی و حریت و استقلال و پاکی و دیانتی هستند . در خوشبیانه ترین حالت ممکن ،  می خواهند همه مثل خودشان خوب !!!!! و متمدنانه زندگی کنند .

البته فقط مثل خودشان . هیچ خوبی دیگری برای دیگران متصور نیستند ، فقط آنها هستند که خوب هستند و هیچ فرهنگ و آدابی خوب نیست .

البته واقعیت چیز دیگری است . این زندگی سراسر رنجی که با مظاهر لذت آمیز برای انسانها ساخته اند چرخه ای اقتصادی و سود آور است که جیب هایشان را پر می کنند .

همه باید وارد چرخه سود برای آنان شوند وگرنه غیر متمدن و بی فرهنگ هستند. 

اکنون که پس سالها مبارزه با ملت ایران درمانده شده اند و راه مبارزه و دشمنی و جنگ و خشونتشان به نتیجه نرسیده است به دنبال نقشه دیگری هستند .می خواهند خودشان را دوست ملت ایران جا بزنند و بگویند ما شما را دوست داریم و می خواهیم وضع زندگی شما خوب شود ولی این روحانیت و این اسلام نمی گذارد .

در داخل و خارج بسیاری به تطهیر چهره آمریکا و اروپا مشغول هستند بخش عظیمی از اصلاح طلبان داخلی و خارجی و افرادی  چون صادق زیبا کلام ، الهه کولایی و دیگران  و در حدود بیش از ۲۰ نشریه وظیفه مطهر سازی چهره آمریکا و اروپا را انجام می دهند.

شاهد این ماجرا را نیز در روزنامه شرق بخوانید که در ذیل تیتر اصفهان از نگاه اشتون آمده است :

به نظر می رسد این حرکت فرهنگی و خزنده خطرناک ترین بخش مذاکرات ژنو و شاید بتوان گفت هدف مذاکرات است و به همین دلیل مذاکرات طولانی خواهد بود و مرحله به مرحله اوضاع اقتصاد ایران را با مذاکرات نوسان خواهند داد تا عموم مردم را به این نتیجه گیری برسانند که بهبود وضعیت معشیت آنها به دست غربیهاست و اینکه آنها مردم ایران را دوست دارند و می خواهند مشکل آنها حل شود .

اصل موضوع مذاکرات ژنو برای خریدن آبرو برای غرب طراحی شده است . می خواهند کل ملت را و اگر نتوانستن بخشی از ملت را با غرب آشتی بدهند و دوست غرب بنمایند و بعد هم بین این دو بخش اختلاف و درگیری ایجاد کنند و پس از آن هم نابودی کشور و نظام را از این اختلاف دنبال کنند .

طراحی نظام و رهبری متفکر آن در موضوع اقتصاد مقاومتی می تواند سد محکمی در برابر با این نیرنگ باشد اگر دولت و سایر قوا و همه مسئولین خطر را احساس و به موقع دفع خطر نمایند وگرنه امکان برون رفت از این دام از ما گرفته خواهد شد .

اگر به انتظار دلارهای آلوده ژنو بمانیم در دامی هستیم که صیاد چند دانه ای برای فریب ما خرج آن می کند و وقتی خوب در مرکز دام قرار گرفتیم  آن هنگام همان می کند که گفته شد.

استقلال و عدم اعتماد با غرب و یادآوری همیشگی دشمنی غرب با اسلام و ایران تنها راه ماست.

مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با خبرگان رهبری در ۱۵ / ۱۲ / ۹۲  به همین نکته اشاره داشته اند :

""یک واقعیت دیگری که نباید غفلت کرد، دشمنی دشمنان ما است. از دشمنی دشمن نباید غفلت کرد. به قول سعدی: «دشمن چون از همه حیلتی فرومانَد، سلسلهی دوستی بجنبانَد»، (۵) آنگاه در دوستی کاری کند که هیچ دشمنی نکرده باشد؛ این را نباید فراموش کنیم؛ این واقعیتی است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملی ما هستند و دشمن ملت ما هستند بهخاطر این خصوصیات؛ بله، اگر چنانچه این ملت از انقلاب دست برمیداشت، از اسلام دست برمیداشت، خودش را تسلیم متجاوز و متعدی میکرد، از ملت ما خیلی هم راضی بودند، خیلی هم تعریف میکردند، اما با ملت بدند بهخاطر این. قَد بَدَتِ البَغضآءُ مِن اَفواهِهِم؛ (۶) حرفهایی هم که میزنند، نشان میدهد که چقدر این بغض و دشمنی عمیق است. وَ ما تُخفى صُدورُهُم اَكبَر؛ (۷) آن مقداری که میگویند بخشی از آن دشمنیها است که اینها بر زبان میآورند، والا آنچه که در دلهای آنها است بمراتب بیشتر است؛ این هم یک واقعیتی است که نباید از یاد برد و نباید فراموش کرد.""

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 5:0  توسط سید عارف   |