نوشته های سید عارف علوی
 

 

جناب آقای بانکی مون را می شناسید ؟

حتما فکر می کنید ایشان دبیر کل سازمان ملل هستند ؟

خیر 

ایشان دبیر کل سازمان صهیونیسم بین الملل هستند .

اگر قبول ندارید به متن سخنرانی ایشان در تل آویو توجه کنید :

 

به گزارش خبرگزاری فارس بان کی مون: دبیر کل سازمان ملل در کنفرانس خبری مشترک با نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت که راکت پراکنی های حماس به مناطق مسکونی شوکه کننده است و باید متوقف شود.

بان کی مون افزود: خیلی از مادران در اسرائیل و غزه به دنبال حفظ جان فرزندان خود هستند. وی از هر دو طرف خواست جنگ را متوقف کنند و به گفت‌وگو بنشینند.

دبیرکل سازمان با ارزیابی میزان اثربخشی حمله رژیم صهیونیستی به غزه گفت: عملیات نظامی نمی‌تواند در بلند مدت، صلح و امنیت را برای اسرائیل به ارمغان بیاورد.

آقای «بان» در ادامه با درخواست مجدد از رژیم صهیونیستی برای خویشتنداری گفت: اسرائیل قوی است و من از سران آن می‌خواهم که حداکثر خویشتنداری ممکن را نشان بدهند.

وی همچنین با ادعای استفاده حماس از مساجد، مدارس و بیمارستان‌ها به عنوان پایگاه نظامی، این کار را محکوم کرد و گفت: موضع من کاملا صریح و شفاف است، من به شدت حملات موشکی حماس را محکوم می‌کنم و آنها باید این کار را متوقف کنند.

بان کی‌مون» در انتهای سخنان خود، طرفین مناقشه را مورد خطاب قرار داد و گفت:‌ دست از جنگیدن بردارید و با هم مذاکره کنید؛ عوامل ریشه‌ای درگیری میبایست مورد بررسی قرار گیرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 10:4  توسط سید عارف   | 
66 سال پیش در یک توطئه فلسطین اشغال شد .

تطمیع و تزویر و فشار خشونت و ارعاب حربه های صهیونیست ها بودند و با این حربه ها ذره ذره فلسطین را گرفتند تا شد این یک باریکه غزه و چند تکه دیگر .

کشتار صبرا و شتیلا و نمونه های مشابه آن برای فراری دادن  و راندن مردم فلسطین جواب داد .

شکست کشورهای عربی و کم کم سازش و آلوده کردنشان با هزار ترفند به ثمر نشست .

مقاومت در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن پیروزی در جنگی هشت ساله درس آمور حزب الله لبنان شد 

اقتدار مقاومت در لبنان درس آمور مقاومت و انتفاضه در فلسطین شد .

اول فرار بود 

فرار و سالها فرار 

اما ایستادگی با سنگ آغاز شد و اکنون به موشک رسیده است و عملیات صهیونیست افکن زمینی .

اکنون همه به کمک اسراییل غاصب آمده اند . حتی بانکی مون .

همانی که دبیر کلی سازمان ملل را با دبیر کلی سازمان صهیونیست بین الملل تاخت زده است.

همه دولت ها و الا ملت ها با مردم غزه اند .

این حمایت همه جانبه دولت های مستکبر ، قدرت مقاومت است و گرنه مردمی محصور در باریکه ای  کوچک و این همه حمله موشکی ، زمینی و دریایی و هوایی که ترس ندارند .

اکنون غزه مزه مقاومت را چشیده است .

درست است مزه کشتار کودکان و زنان روزه دار تلخ است ولی آنچه می ماند مزه شیرین مقاومت است .

اکنون مقاومت باید به کوچ کنندگان يهودي به سرزمین های اشغالی هشدار بدهد که به موطن قبلی خود باز گردید و مهلت تعیین کند و آتش بس یک طرفه اعلام کند تا فرودگاهها برای خالی کردن سرزمین اشغالی باز شوند تا فریب خوردگان کوچ کننده به سرزمین اشغالی فلسطین به سرزمین های خود بازگردند .

اين هم نشانه اي ديگر از قدرت مقاومت :

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از شبکه خبری راشاتودی، آژانس امنیت پرواز اروپا (EASA) با صدور بخش‌نامه‌ای ضمن هشدار جدی در خصوص عواقب ورود هواپیماها به منطقه هوایی تل‌آویو، همه پروازها به مقصد این شهر را تا اطلاع ثانوی لغو کرد.

پیش از صدور این بخش‌نامه کشورهای فرانسه، بلژیک، آلمان، هلند، اتریش، سوئیس همه پروازهای خود را به سمت تل‌آویو لغو کرده بودند.

کانادا و آمریکا هم تمامی پروازها به سمت فرودگاه بن‌گوریون بزرگترین فرودگاه پایتخت صهیونیست‌ها را لغو کرده اند.

مقاومت پيروز خواهد بود

به خدا توكل كنند و نه به دولت ها و كشورهاي عرب

ظفر نزديك است

كليپ تاثير گذار ما غروب نخواهيم كرد را در اينجا ببينيد :

http://www.aparat.com/v/XbQIs

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 13:17  توسط سید عارف   | 
 

 حتما با آقای احمد دهقان و آثار او آشنا هستید کتابهایی مثل  سفر به گرای  270 درجه ، روزهای آخر ، گردان چهر نفره ، دشت بان ، من قاتل پسرتان هستم  و آثار دیگر ایشان .

 

 شخصا قلم ایشان را دوست ندارم و علی رغم اینکه کتاب سفر به گرای  270 درجه جایزه بیست سال ادبیات پایداری و جوایز دیگری را هم برد اما نگاهی که ایشان به دفاع مقدس را دارند را اصولا نمی پسندم .

در نگاهی که از ایشان سراغ دارم و در اکثر کارهایشان هست له و لوردگی در جنگ و داغون شدن افراد و آدم ها ویژه شده است .

این نگاه به خصوص در کتاب من قاتل پسرتان هستم از حد خارج شد و به جاهای باریک کشیده شد.

ایشان اصرار دارد بخش خشن و منفی جنگ را ببینند و گویی کسی نمی داند که جنگ چیز بدی است و آدم ها در جنگ از بین می روند و این سوال همیشه برای آدمی پیش می آید که این جنگی که جناب دهقان می نویسند برای چیست و به درد چه کسی می خورد .

بگذریم 

کتاب بچه های کارون برای نوجوانان و با موضوع آزاد سازی خرمشهر نگاشته شده است . این کتاب با 240 صفحه در سال 92 توسط سوره مهر وارد بازار نشر شده است.

کتاب بسیار خوش خوان و جذابی است و با توجه به طنز رقیقی که در کتاب است به خوشخوانی کتاب کمک کرده است.

توجه کتاب به نوجوان و دفاع مقدس و به خصوص به آزاد سازی خرمشهر بسیار خوب و قابل تقدیر است .

اما آنچه خیلی عجیب است متفاوت بودن ادبیات این کتاب با نگاه جناب دهقان است . کتاب بسیار بی توجه به نقش منفی جنگ است و اثری از نگاه منفی جناب دهقان نیست.

مورد دیگر اینکه آزاد سازی خرمشهر بسیار سرسری و آبکی ترسیم شده است و هر کس کتاب را مطالعه کند فکر می کند که خرمشهر به چه راحتی آزاد شده است .

نکته دیگر اینکه از خدایی که خرمشهر را آزاد کرده است هم در کتاب کمتر نشانه ای یافت می شود .

بزن بکوب بعد از آزادی خرمشهر و بخور بخور قبل از آزادی گروه ناصر و رفقایش متن اصلی داستان هستند که به نظر می رسد موضوع اصلی داستان را به حاشیه برده اند .

اما به هر حال و علی رغم همه آنچه گفته شد به عنوان یک داستان ،  بدون در نظر گرفتن موضوع جنگ و آزاد سازی خرمشهر کتاب خوشخوان و سالمی است و آن را برای مطالعه همه نوجوانان پیشنهاد می کنم .

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 6:8  توسط سید عارف   | 
بسم الله الرحمن الرحیم

راستی شما هر وقت کاری را شروع می کنید بسم الله الرحمن الرحیم می گویید؟

آهسته می گویید یا با صدای بلند ؟

حتما می دانید گفتن بسم الله الرحمن الرحیم با صدای بلند یکی از نشانه های مومن است .

فکر می کنید کار آسانی است ؟

از همین امروز شروع کنید 

خواهید دید کار بسیار سختی است .

شاید این نشانه یعنی این که مومن همیشه و همه جا به یاد خداست و در ابتدای هر کاری خدا را می بیند و با یاد او هر کاری را آغاز می کند و برای او کار می کند و اینکه بلند بگوید یعنی استواری و اعلام خدا مداری مومن در همه کارها .

خواهید دید وسط کار هستید و یادتان نبوده است که از ابتدا به یاد خدا باشید و برای خدا کار کنید و بسم الله الرحمن الرحیم را بگویید . اینجاست که باید در همان میانه به یاد او بیفتیم و کار را برای او کنیم و جهتمان را خدایی کنیم .وَاذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ و هرگاه فراموش كردى‏، [جبران كن‏] و پروردگارت را به خاطر بياور. ( سوره کهف )

خوب است شروع کنیم 

سبک زندگی مومنانه با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می شود آن هم با صندای بلند .

تمرین خوبی است 

تلاش کنیم 

خدا کمکمان می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 7:35  توسط سید عارف   | 
 

 

 

اول بگویم برای خوشحالی دوست عزیزم جناب آقای امین نادری که مسئول سوره مهر الکترونیک است و نگران درختانی است  که با  چاپ هر کتاب از بین می روند ، می توانید جهت شادی روح ایشان کتاب الکترونیک زندان الرشید را از لینک های زیر دانلود کنید.
http://www.parshub.com/main/book.jsf?contentUuid=4056 
http://sooremehr.avaabook.com/site/view/37206096 

 کتاب زندان الرشید در اصل کتابی به یاد سردار علی هاشمی است و در اصل خاطرات سردار علی اصغر گرجی زاده است که به قلم حجت الاسلام بهداروند نوشته شده است .

این کتاب با 740 صفحه و به همت انتشارت سوره مهر با قیمت 299000 ریال  در سال 1392 چاپ گردیده است.

آنچه این کتاب را ویژه می کند یاد و خاطره سردار علی هاشمی است که در تمام طول کتاب یاد و خاطره اوست که نمایان است .

نکته دیگر و قابل اهمیت کتاب زمان اسارت جناب گرجی زاده یعنی سال 1367  است که تقریبا اواخر جنگ بوده است و زمان آزادی که 1369 است. و این دقیقا نقطه مقابل حس و حالی است که در کتاب من زنده ام وجود داشت .

نکته مثبت دیگر کتاب این است که خواننده را زیاد به انتظار نمی گذارد و خاطرات سریعا به زمان اسارت می رسد. 

مقدمات قبل از اسارت تقریبا 70 صفحه است که با توجه به نامگذاری کتاب نکته مثبت و قابل توجهی است و حوصله خواننده از مقدمات سر نمی رود . این اشکال در کتاب پایی که جا ماند وجود داشت و مقدمه قبل از اسارت بیش از حد طولانی شده بود .البته در جای جای کتاب گریز هایی به مسائل مختلف قبل از اسارت زده می شود که در جای خود قابل بحث هستند .

نکته دیگر کتاب ذکر تاریخچه کوتاهی از فعالیت های جناب گرجی زاده در زمان انقلاب و ابتدای جنگ و به نوعی تاریخچه ای از حال و هوای شهرستان اندیمشک است. که با توجه به آن چه در بالا گفته شد در جای جای کتاب و نه در مقدمه جای گرفته است و خواننده را خسته نمی کند . همین امر کتاب را برای اندیمشکی های عزیز خواندنی خواهد کرد .

خوب است که رونمایی باشکوهی در خوزستان و به خصوص اندیمشک برای این کتاب برگزار شود که هم مردم و هم شهرستان به جهت افتخار به داشته های خود به  آن نیازمند هستند.

و اصل ماجرای شیرین و تلخ کتاب ماجرای اسارت است با همه سختیهای آن و به نوعی کتاب اسارت است برای کسانی که خدای ناکرده این شرایط سخت برایشان حاصل می شود .

اینکه چگونه و چه جور در آن شرایط سخت جسم و جانمان را حفظ کنیم و ایستادگی و مقاومت نماییم .

یک مسئله دیگر که در اغلب کتاب های با موضوع اسارت وجود دارد تاثیر مقاومت و صبر و ایستادگی و اثر بخشی آن  و رسیدن به خواسته هاست که واقعا درس بزرگی برای امروز ما و همه کشورهای مسلمان و برای بیداری اسلامی است.

با توجه به ارتباط بعضا عاطفی که با برخی افراد عراقی ( زندانبان ها ) ایجاد شده است و محتوی کتاب کتاب سخت مستعد برای ترجمه برای کشورهای اسلامی و به خصوص عراق است. رونمایی از ترجمه عربی این کتابها با حضور برخی از زندان بان های خوب می تواند تاثیر خوبی در پیوند مردم عراق با کتاب داشته باشد به شرط اینکه همچنان این افراد زنده مانده باشند .

اما اگر بخواهیم چند نکته برای بهتر شدن کتاب بگوییم باید گفت که : 

  • اگر نویسنده دیگری کتاب را می نوشت بهتر بود . با همه احترامی که برای جناب بهداروند قائل هستم و اعتراف به اینکه این کتاب بسیار بهتر از کتاب جاده های سربی شده است ولی حس و حال کتاب می توانست بسیار بهتر و بهتر از چیزی که هست باشد. تجربه نویسندگان زن این حوزه به نظرم بهتر و موثر تر بوده است در انتقال حس و حال عاطفی وقایعی که در جنگ و اسارت بر رزمندگان ما گذشته است که نمونه های آن را در کتابهای دا ، نورالدین پسر ایران ، لشکر خوبان و ... دیده ایم .
  • برخی خاطرات خوب بیان نشده اند و در گفتگو ها گویی فرد پس از آزادی  حرف می زند به عنوان مثال خاطره گویی در زندان ارشید در صفحه 437 و عاقبت بچه ها در سالهای اسارت.
  • جا داشت کتاب با اتمام اسارت پایان نمی یافت و شرح حال جناب گرجی زاده و دوستانشان  در حد 30  تا 40 صفحه پس از آزادی ادامه می یافت . ایرادی که حضرت آقا به کتاب نورالدین پسر ایران به جهت عدم ذکری از همسرشان گرفتند. این امر اشکال عمده اکثر کتابهای خاطرات دفاع مقدس ماست که حداکثر تا سال 1369 ادامه می یابند و به امروز ما که نیاز اصلی ماست نمی رسند . 

و اما توصیه آخر : 

کتاب خوب و تاثیر گذار و جذابی است و نکته های مهمی به آدمی می آموزد و به دلیل شیطنت های خاص جناب گرجی زاده کتاب را شبیه جنگ دوست داشتنی سعید تاجیک کرده است و علی رغم تلخی شرایط ، شیرینی خاصی به اتفاقات بخشیده است که کتاب را خواندنی تر می کند . خواندن کتاب را به همه مردم ایران و به خصوص به جوانان توصیه می کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 9:39  توسط سید عارف   | 
 

 

وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. شهید آوینی

 

 

شاید مناسب بود نام کتاب " آنها زنده اند نه من" می شد تا گویای زنده بودن شهدا باشد چه اینکه آنها زندگان واقعی هستند . 

 حضرت آقا در مورد این کتاب فرموده اند  :  

کتاب را با احساس دوگانه ی اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم کردن زیبائیها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه ی یادها و خاطره های مجاهدان و آزادگان، ذخیره ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظه ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن.
این نیز از نوشته هائی است که ترجمه اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم.

همچنین دردیداری ، مادر خانم آباد معامله خود با خداوند در جوار حرم حضرت معصومه (س) و آزادی خانم آباد از اسارت عراقی‌ها را روایت کرد و رهبر معظم انقلاب نیز به کتاب «من زنده هستم» خاطرات خانم آباد اشاره کردند و فرمودند: «بنده این کتاب را در 2 روز خوانده‌ام».

کتاب من زنده ام  خاطرات دختری آبادانی به نام خانم دکتر معصومه آباد است .ایشان خاطرات خود را از دوران بچگی تا پایان اسارت بیان کرده اند.

دختری فعال و مسلمان و پر جنب و جوش که شخصیت خود را در اسلام متبلور می سازد و با حجاب و عفت خود را معرفی می کند . با کتاب و مطالعه به پرورش خود می سازد و پیوندی  با کتاب و مسجد و مدرسه برقرار می کند. و خدای مهربان او را در مسیری که خود خواسته است قرار می دهد .

انقلاب می شود و  انجمن اسلامی مدرسه را برقرار می کنند و فعالیت های فرهنگی خودجوش در مدرسه را با کمک و بی کمک دیگران راه می اندازند.

و ناگهان جنگ آغاز می شود. به میانه آتش می پرد و باز به کارهای دواطلبانه می پردازد و ناگهان بند تقدیر  اسارت بر  گدنش می افتد.

و خاطرات اسارت که خوب است خودتان بخوانید .....

از نکات جالب کتاب می توان به موارد زیر اشاره نمود : 

خاطرات اسارت یک زن بیان شده است که در میان خاطرات اسارت که بیشتر از آزاده مردان است و کمتر از آزاده زنان نگاهی نو و جدید دارد.

در بخش ابتدای کتاب حال و هوای  انقلاب و انقلابی ها و وضعیت کارها و آغاز جنگ ترسیم شده است که در شناخت آن دوران مفید و موثر است .

اسارت در همان لحظات ابتدایی جنگ صورت می گیرد که در نوع خودش جالب و نشان دهنده وضعیت آن هنگام است .

آزادی ایشان و سه شیر زن همراهشان زود هنگام صورت می گیرد که در نوع خاطرات آزادگان جالب توجه است

نکته دیگر کتاب نگرانی عفت مدارانه همراه با ترس همیشگی این چهار زن از بعثی های ظالم است.

ایستادگی و صبر در کتاب موج می زند. این کتاب و امثال آن نیاز اکنون غزه و عراق و لبنان و مصر و ... است .

و ای کاش های کتاب :

ای کاش نویسنده دیگری کتاب را می نوشت تا فرصت پردازش بهتری می یافت . معمولا این قبیل کتابها که خاطره گو نویسنده هم هست دچار ضعف هایی است . از این قبیل کارها می توان به پایی که جا ماند هم اشاره کرد که معمولا جزییات خاطرات مغفول می ماند و پردازش و حس و حال به خوبی منتقل نمی شود .

ای کاش لحظات آزادی بیشتر و بیشتر پردازش و تشریح می شد . جالب است تصاویر آمده است ولی شرحی برای آنها وجود ندارد . همین حس برای لحظات اولیه اسارت نیز وجود دارد.

ای کاش خاطرات تا لحظه پایان اسارت نمی بود و ادامه می یافت و داستانهایی که اشاره ای به آن شده است تشریح می شد از قبیل تلاش های پس از اسارت ، عاقبت سید و چگونگی ازدواج و اکنون و نگاه اکنون ایشان و حال و هوای فعلی ایشان.

ای کاش آن نگرانی های عفت مدارانه و ترس از عراقی ها و غیرت برادران آزاده بهتر و دقیق تر و بیشتر تشریح می شد.

ای کاش کتاب آرایی کتاب بهتر از اینی که هست می بود .

و با همه این موارد مطالعه این کتاب را برای همه زنان و مردان ایران زمین و بلکه همه زنان و مردان  لازم می دانم و خواندن آن را برای همگان مفید و  مناسب می دانم . این کتاب درس صبر و مقاومت و ایستادگی و ظفر یافتن از صبر است .یعنی تحقق وعده الهی 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 9:49  توسط سید عارف   | 

 

 

علی فردوسی شاعر جوان و نام آشنایی است که شعر «یک اتفاق ساده» را در دیدار دیشب قرائت کرد.

یک اتفاق ساده مرا بیقرار کرد

یابد نشست و یک غزل تازه کار کرد

در کوچه می گذشتم و پایم به سنگ خورد

سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد

از ذهن من گذشت که با سنگ می‌شود

آیا چه کارها که در این روزگار کرد !

با سنگ می شود جلوی سیل را گرفت

طغیان رودهای روان را مهار کرد

یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت

بی سرپناه ها همه را خانه دار کرد

یا می شود که نام کسی را بر آن نوشت

با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد

یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت

زد شیشه ای شکست و دوید و فرار کرد

با سنگ مفت می شود اصلا به لطف بخت

گنجشک‌های مفت زیادی شکار کرد

یا می‌شود که سنگ کسی را به سینه زد

جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد

یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را

در پیش چشم ناکس و کس شرمسار کرد

ناگاه بی مقدمه آمد به حرف سنگ

اینگونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد :

تنها به یک جوان فلسطینی‌ام بده

با من ببین که می‌شود آنگه چه کار کرد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 11:34  توسط سید عارف   | 

مادر بزرگ پدریم را به یاد دارم .

تا اوایل جنگ هنوز زنده بود .

نام زیبایش خدیجه بود. به او بی بی خدیجه می گفتیم و صبر و متانت و حجابش همیشه در خاطرم ماندگار است . حجابش همان بود که در روایات نقل است . کمتر بدون چادر او را دیده بودم . حتی در خانه . خدایش رحمت کند و با مادرش حضرت خدیجه و در خانه او محشور باشد . آمین

روز دهم ماه رمضان سالروز وفات حضرت خدیجه کبری سلام‌الله علیها است .

همیشه شخصیت این بانوی بزرگ برایم جذاب و بزرگ بوده است .

شخصیتی که مورد انتخاب حضرت پیامبر خاتم است و به نقلی پیامبر را بر می گزیند .

همیشه شخصیت حضرت خدیجه برایم جالب بوده است .

زنی که بتواند با بزرگ ترین و مهم ترین و برترین خلق الهی هم نفس و همراه باشد و رضایتش را نیز کسب نماید.

زنی که ثمره خلقت ، حضرت فاطمه زهرا را مادری کند و به دنیا بیاورد .

زنی که در میانه کفر و ظلمت و جهالت یگانه حق پرست و مسلم در میان زنان و مردان به همراه حضرت علی علیه السلام باشد .

(امیر مؤمنان در «خطبه قاصعه»می فرمایند : روزی که رسول خدا به پیامبری رسید،نور اسلام  به هیچ خانه ای وارد نشد جز به خانه پیامبر وخدیجه که من سومین نفرآنان بودم که نور وحی و رسالت را می دیدم و عطر نبوت را استشمام می کردم )

زنی که مورد مباهات خداوند در نزد فرشتگان است .

( پیامبر خدا در حق او می گوید :ای خدیجه!خداوند متعال هر روز به وجود توچندین بار به ملائکه اش مباهات می کند . )

 

زنی که خداوند به او سلام و درود مخصوص ویژه در زمان حیاتش می فرستاد .

پیامبر (صلی الله علیه و آله )فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت : ای رسول خدا!این خدیجه است ، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش واز طرف من ، سلام برسان: و او را به خانه ای از یک قطعه (اززبرجد ) در بهشت که در آن رنج ونا آرامی نیست ، مژده بده » 

زنی که زندگی و حیات خودش را به پای رسولش و برای خدا فدا کند و آنهم ذره ذره .

با صدای بلند می گویم ای همسر خاتم الانبیاء و ای مادر زهرای بتول و ای مادر بزرگ همه مومنین تو را دوست داریم و در رفتنت به سوگ می نشینیم .

ما را نیز در بهشت جاویدانت به کناره آرامشت بخوان.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 17:4  توسط سید عارف   | 
 

 

 

 

 
دیشب مشغول صحبت با خدا بودیم که خود خدا گفت :
اگر در بدی و ستم  به خویش از حد گذراندی و مرتکب گناه شدی از رحمت من (  الله  ) نومید نشو من ( الله ) همه گناهان را می آمرزم . من ( هو )  رحیم و غفور هستم .
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۵۳ زمر )
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 11:20  توسط سید عارف   | 
مواظب باشیم 

احتمالا ، شاید ، ممکن است ، به فرض محال ، احتمال دارد که : 

بمیریم .

راستی ما که برای همه چیز برنامه داریم برای مردن خودمان برنامه داریم ؟

می دانیم می خواهیم کجا برویم ؟ پیش کی ؟ آدرس داریم ؟ جا و مکان داریم ؟ آشنا داریم ؟ بلیط تهیه کرده ایم ؟و....

مواظب باشیم 

آذوقه راه همراهمان باشد 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 10:43  توسط سید عارف   |